محمد حسن خان اعتماد السلطنه
42
مرآة البلدان ( فارسى )
زبان اهالى تركى و شهر واقع است در وسط صحرائى كه اطراف آن كوه است . در فصل پائيز امراض مزمنه در اردبيل زياد است بخصوص مرض نوبه كه از گيلان سرايت مىكند . در اين فصل در وسط روز ، بادهاى سخت در اين شهر مىوزد كه سكنهء آن اين كلام را ضرب المثل داشتهاند : صبا اردبيل نيمروز كردميل . نيز اولاريوس مىنويسد پادشاه ايران منافع زياد از اردبيل برمىدارد و عمدهء منافع از ايلات است كه فصل بهار به مراتع اطراف اردبيل براى چرانيدن احشام و اغنام خود مىآيند . هر گوسفندى كه به اين مراتع وارد شود دو شاهى بايد بدهد به ديوان . و در اين عهد اردبيل را باروئى و قلعهاى نيست و هر خانه باغى دارد . مسافرى كه از خارج وارد شهر مىشود ، از كثرت باغات ، اين شهر جنگل به نظرش مىآيد بر خلاف سابق . در سقف كتابخانهء اردبيل كه گنبد مانند ساخته شده قدحهاى چينى بسيار بزرگ كار چين در نقلدانها گذاشتهاند . از قرار مذكور آشپزخانهء مقبرهء شيخ صفى روزى هزار نفر را غير از خدمه غذا مىدهد و روزى سه مرتبه غذا صرف مىشود . اغذيه عبارت است از آش و پلاو . مخارجى كه ديوان به اين آشپزخانه مىدهد روزى پنجاه تومان است و دو مساوى اين نيز از نذورات كه مردم مىآورند عايد مىشود . وقت غذا طبلى براى اخبار مىزنند . قبورى كه در اردبيل است عبارتند از : قبر شيخ صفى ، قبر شيخ صدر الدين پسر شيخ صفى ، قبر شيخ زين الدين پسر شيخ صدر الدين « 47 » ، قبر سلطان حيدر شهيد پسر شيخ زين الدين ، قبر شيخ حيدر پسر سلطان جنيد « 48 » ، قبر شاه اسماعيل پسر شيخ حيدر ، قبر شاه طهماسب پسر شاه اسماعيل ، قبر شاه اسماعيل ثانى پسر شاه طهماسب ، قبر شاه محمد خدابنده پسر شاه اسماعيل « 49 » ، قبر
--> ( 47 ) - ظاهرا منظور شيخ على فرزند شيخ صدر الدين است كه به شيخ على يا خواجه على شهرت دارد . اگر چنين باشد قبر وى در فلسطين است به نام مزار شيخ على عجمى ( تاريخ ادبى ايران تأليف براون ج 4 ترجمهء رشيد ياسمى ) ص 36 متن و حاشيه . ( 48 ) - اولئاريوس اشتباه كرده . سلطان حيدر پسر شيخ جنيد است و جنيد پسر ابراهيم ملقب به شيخ شاه و ابراهيم پسر خواجه على سياهپوش و او پسر شيخ صدر الدين بن شيخ صفى . ( 49 ) - شاه محمد خدابنده برادر شاه اسماعيل ثانى بود نه پدر وى .